|
السلام عليکم يا اهل بيت النبوه مرتبه ى اول در اعتقاد به امامت ائمه - عليهم السلام - التزام قلبى به وصايت و خلافت ائمه اطهار - عليهم السلام - و سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم - به آن ها به نام هايشان و نام پدران بزرگوارشان ، و مرجعيت ايشان است ؛ و مرحله ى بعد التزام عملى به متابعت از آنان است ، نه اين که نماز بخوانيم و آن ها و امامت آنان را قبول نداشته باشيم ، بلکه بايد بدانيم که نماز را به ترتيب دستور آن ها انجام دهيم . صلوات فراموش نشه التماس دعا نوشته شده در چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 ساعت 10:44 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليکم يا اهل بيت النبوه تو گناه را ترک کن، خدا خود تو را تربيت مىکند رجبعلى خياط مىگويد: «در ايّام جوانى دخترى رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته مَنْ شد و سرانجام در خانهاى خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلى! خدا مىتواند تو را خيلى امتحان کند، بيا يک بار تو خدا را امتحان کن! و از اين حرام آماده و لذّت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: «خدايا! من اين گناه را براى تو ترک مىکنم، تو هم مرا براى خودت تربيت کن!» آن گاه يوسف گونه پا به فرار مىگذارد و نتيجه اين ترک گناه، باز شدن ديده برزخى او مىشود؛ به گونهاى که آنچه را که ديگران نمىديدند و نمىشنيدند، مىبيند و مىشنود و برخى اسرار براى او کشف مىشود. http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/MuslimEthics/TheElitesBehaviour/2008/1/29/59817.html صلوات فراموش نشه التماس دعا نوشته شده در سهشنبه 3 ارديبهشت 1387 ساعت 3:33 عصر  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليکم يا هل بيت النبوه کلام17 اميرالمومنين(نهج البلاغه) دشمنترين مردم در نزد خدا، دو کس باشند. يکى آنکه خداوند او را به حال خود رها کرده ، پس ، از راه راست منحرف گشته است ، به سخنان بدعت آميز دلبسته و مردم را به ضلالت فرا مى خواند. فريبى است براى کسى که بدو فريفته شود. از راه هدايتى که پيشينيانش به پيش پاى گشانده اند، رخ بر مى تابد و کسانى را که در ايام حياتش يا پس از مرگش به او اقتدا مى کنند، گمراه مى سازد. بار خطاهاى ديگران بر دوش کشد و در گرو خطاى خود باشد. ديگرى ، کسى است که کوله بار نادانى بر پشت گرفته و در ميان جماعت نادانان امت در تکاپوست . در ظلمت فتنه و فساد جولان دهد و، همانند کوران ، راه اصلاح و آشتى را نمى بيند. جمعى که به ظاهر آدمى اند، او را دانشمند خوانند و حال آنکه در او دانشى نيست . آغاز کرده و گردآورده ، چيزى را که اندکش از بسيارش بهتر است . خويشتن را از آبى گنده سيراب کرده و بسا چيزهاى بى فايدت که در گنجينه خاطر خود نهان دارد. در ميان مردم به قضاوت نشست و بر عهده گرفت که آنچه را که ديگران در شناختش درمانده اند برايشان آشکار سازد. اگر با مشکل و مبهمى روياروى گردد، براى گشودن آن سخنانى بيهوده از راءى خويش مهيا کند، که آن را کلامى قاطع پندارد و بر قامت آن جامه اى مى بافد، در سستى ، چونان تار عنکبوت . نداند راءيى که داده صواب است يا خطا. اگر صواب باشد، بيمناک است که مبادا خطا باشد. و اگر خطا باشد، اميد مى دارد که آنچه گفته صواب باشد. نادانى است ، در عين نادانى ، دستخوش خبط و خطا، و با اين حال ، بر اشترى سوار است که آن هم پيش پاى خود نبيند. هرگز در علمى حکم قطعى نراند. صلوات فراموش نشه التماس دعا نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردين 1387 ساعت 8:49 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليکم يا اهل بيت النبوه حضرت علي براى اين دو ويژگى اهل بيت(عليهم السلام) ـ مايه حيات بودن دانش، و سبب مرگ و نابودى نادانى بودن ـ نشانه وعلامت ذکر مى کند، تا مردم به حقيقت علم ودانش آنان رهنمون شوند. اين نشانه، حکمِ همراه با حکمت آنها وحلم ورزيدن در برخوردها، مى باشد که حکم و امر و حکمت آن ها، از علم شان خبر مى دهد ـ در خطبه (239) به جاى حکم، حلم آمده ـ و حلم آن ها شما را به علم شان راه مى برد. زندگى و برخورد ائمه(عليه السلام)، چه در مقام حکم، و چه در زمان حلم ورزيدن، نمونه هايى از رهيابى به وسعت دانششان دارد. عمر در هفتاد مورد که حضرت على(عليه السلام) او را از ظلم و جهالت رهاند، مى گويد: «لولا على لهلک عمر»( الغدير: ج 3، ص 97، طبع دار الکتاب بيروت. ]اين کلام را صاحب الغدير از 12 مأخذ اهل سنّت نقل مى کند[. «اگر على(عليه السلام) نبود، عمر هلاک شده بود». برخورد امام حسن(عليه السلام) از چنان وسعت وظرفيتى برخوردار است که مرد شامى را وادار به اقرار به امامت او مى کند. «ابن ابى العوجاء» در برخورد با «مفضل» پس از آن که وى، با برخورد تندش ادعا مى کند شاگرد جعفر بن محمد(عليهما السلام) است، از حلم و وسعت علم امام سخن مى گويد. سکوت ائمه(عليهم السلام)، از استوارى منطق و بيان آن ها حکايت دارد. سکوت آن ها بيان است و نگاه آن ها فرياد. انسان هاى داراى برهان قوى و روشِ جامع، با تأمل هستند. و سکوت آن ها، ما را به حکمت هاى بيان شان مى کشاند. ظاهر آن ها آيات و نشانه هايى است که حق را مى نماياند. آن ها عبدِ رهيده از هر تعلقى هستند و هرگز با دين و ربّ مخالفتى ندارند. عصيان که نمونه اى از پليدى است، از آن ها دور است. زيرا مخالفت با حق، يا از ناآگاهى است و يا از زياده طلبى; و امام چون از وسعت آگاهى برخوردار و ميراننده جهل مى باشد، جهل از او دور است، و چون از هر تعلقى به جز حق آزاد، از هر لذتى به غير ذکر حق بيزار است و زياده طلبى ندارد. اهل بيت(عليهم السلام) با دين مخالفت ندارند و از آن رو که آگاه و آزادند، در دين هم، با هم اختلاف ندارند و همه نور واحد هستند. پايه ها و تکيه گاه دينند، و دين را از اختلاف حفظ مى کنند و مانع فرو ريختن و از هم پاشيدگى دين اند. ضامن انسجام و يک پارچگى دينند. آنان نه تنها اختلاف برانگيز نيستند، بلکه تنها کسانى اند که در اختلافات و فتنه هاى تيره وتاريک، انسان ها به آن ها اعتماد مى کنند وبا آنان به امنيّت مى رسند. اهل قرآن با هيچ کس قرابتى ندارند و تنها با دين و رسول و قرآن هم سويند. آن ها مورد اعتمادند و از آن ها بايد هدايت و نجات را خواست، زيرا: «هُم وَلائج الاِعتِصام (شارحان نهج البلاغه «وليجه» را که مفرد «ولائج» هست، به معناى پناهگاه گرفته اند، در حالى که «وليجه»، به کسى مى گويند که از اهل تو نباشد، ولى تو به او اعتماد کنى. خداوند در سوره توبه آيه (16) نهى مى کند از اين که انسان غير از خدا و رسول و مؤمنان ـ آل بيت(عليهم السلام) ـ را «وليجه» قرار دهد) «آنان محرم اسرار و محل اعتمادند» صلوات فراموش نشه التماس دعا
نوشته شده در يکشنبه 12 اسفند 1386 ساعت 9:14 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک ماه محرم است و چون يکي از محصولات کربلا نماز اول وقت و اهميت به آن است بي ربط نديدم که در مورد نماز بنويسم و مطلب را از تفسير الميزان جلد 13 در تفسير سوره اسري نقل ميکنم در کتاب علل به سند خود از اسحاق بن عمار روايت کده که گفت :من از حضرت ابي الحسن موسي بن جعفر پرسيدم چطور شدکه هررکعت نماز داراي يک رکوع و دو سجده شد و با اينکه دو سجده است چرا د و رکعت حساب نميشود ؟ فرمود حال که اين مطلب را سوال کردي حواست را جمع کن تا جوابش را خوب بفهمي اولين نمازي که رسول خدا (ص) بجا آورد نمازي است که در آسمان در برابر پروردگار متعال در جلوي عرش خداي عزوجل خواند و شرحش چنين است که وقتي پيامبر را به معراج بردند و آنجناب به پاي عرش الهي رسيد به او خطاب شد اي محمد به چشمه صاد نزديک شو و محلهاي سجده خود را بشوي و پاکيزه کن و براي پروردگارت نماز بخوان رسول خدا(ص) بدانجا که خدايش دستور داده بود نزديک شد و وضو گرفت وضوئي طولاني و سير آنگاه در برابر پروردگار جبار تبارک و تعالي بايستاد خداي تعالي دستور داد تا نماز را افتتاح کند او نيز با گفتن الله اکبر نماز را شروع کرد دستور رسيد اي محمد بخوان بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين تا آخر سوره . او چنين کرد دستورش داد تا به اصطلاح حسب و نسب خداي را بخواند و بگويد بسم الله الرحمن الرحيم قل هوالله احد الله الصمد در اينجا خداي تعالي ار تلقين بقيه سوره باز ايستاد رسول خدا (ص) گفت قل هوالله احد الله الصمد . آنگاه خداي تعالي دستورش داد بگويد: لم يلد ولم يولدولم يکن له کفوا احد باز خداي تعالي از تلقين باز ايستاد و رسول خدا (ص) خودش پس از اتمام سوره گفت : کذلک الله ربي کذلک الله ربي. بعد از اينکه رسول خدا اين را بگفت خداي تعالي دستورش داد که براي پروردگارش رکوع کند رسول خدا رکوع کرد و دستورداده شد در حال رکوع بگويد سبحان ربي العظيم و بحمده . رسول خدا سه بار اين ذکر را گفت دستور آمد سر از رکوع بردارد رسول خدا سر از رکوع برداشته در برابر پروردگار متعال ايستاد دستور آمد که اي محمد سجده کن براي پروردگارت رسول خدا با صورت به سجده افتاد دستور آمد بگو سبحان بي الاعلي و بحمده . او اين ذکر را هم سه بار تکرار کرد دستور رسيد بنشيند رسول خدا (ص) نشست جلالت پروردگار جل و جلاله را متذکر شد بي اختيار و بدون اينکه دستور داشته باشد به سجده افتاد و مجددا سه بار تسبيح گفت خداي تعالي دستور داد برخيزد آنجناب تمام قامت برخاست و در برخاستن آن جلالتي که از پروردگار خود بايد مشاهده کند نديد. خداي تعالي دستور داد اي محمد بخوان همانطور که در رکعت اول خواندي آنجناب انجام داده بعد از آنکه يکباره سجده کرد نشست باز متذکر جلال پروردگار تبارک و تعالي گشته بي اختيار به سجده افتاد بدون اينکه دستور داشته باشد بعد از تسبيح دستور رسيد که سربردار خداوند ترا ثابت قدم کند و گواهي ده که معبودي نيست به غير از خدا و اينکه محمد فرستاده خداست و قيامت آمدني است و شکي در آن نيست و اينکه خداوند همه مردگان را زنده ميکند و بگو : اللهم صل علي محمد و آل محمدکماصليت و بارکت و ترحمت علي ابراهيم و آل ابراهيم انک حميد مجيد اللهم تقبل شفاعته في امته وارفع درجته . رسول خدا همه اينها راگفت. خداي تعالي فرمود اي محمد . رسول خدا روي خود بسوي پروردگارش نموده و از ادب سر به زير افکند و گفت السلام عليک . پس خداي جبار جل جلاله جوابش داد و گفت : و عليک السلام يا محمد . به نعمت من نيرو بر طاعتم يافتي و به عصمتم . ترا پيغمبر و حبيب خود کردم. امام ابوالحسن (ع) سپس فرمود نمازي که خداي تعالي دستور داد دو رکعت بود و دو سجده داشت و او همانطور که برايت گفتم در هر رکعت دو سجده بجا آورد و مشاهده عظمت پرورگارش او را بي اختيار به تکرار سجده واداشت خداي تعالي هم همان دو سجده را واجب کرد.... التماس دعا ياحسين يا زينب نوشته شده در دوشنبه 24 دي 1386 ساعت 11:42 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليکم يا اهل بيت النبوه پيشاپيش سالروز ازدواج اميرالمومنين(ع) و فاطمه زهرا (س) در اول ذي حجه و همچنين زادروز حضرت ابراهيم بر همه تبريک عرض مي نمايم التماس دعا نوشته شده در سهشنبه 20 آذر 1386 ساعت 12:0 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] السلام عليکما يا سيدي شباب اهل الجنه السلام عليک يا ابا جعفر يا محمدبن علي التقي الجواد و رحمه الله و برکاته شهادت نهمين اختر تابناک آسمان ولايت بر همه شيعيان تسليت باد التماس دعا نوشته شده در دوشنبه 19 آذر 1386 ساعت 11:31 صبح  توسط دلـسوختـــه | نظرات ديگران [ نظر] |